تبليغاتX
۩۞۩ دل نوشته ها ۩۞۩

روياي تلخ من

پیرانه سردست از سرم بردار

دیر است باور کن دیر است ...

و نیست فرصت جبرانی.دیگر به خود دروغ نگو

دیگر مرا فریب نده .....

دیر است دیر دیر ....

من نا امید را دلخوش نکن تا نا خوشم

ناخوش تر از تمام درختان زرد باغ

ناخوش تر از خیال پریشان عشق تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 15:32  توسط  ... ماهک ...  | 

پند زندانبان به سقراط :

بكوش تا آنچه را علاجي ندارد با مدارا تحمل كني ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 12:40  توسط  ... ماهک ...  | 

خوب مي دانم بي تو غريبم . روزها چه بي خبر مي گذرند . انگار به من به تو و خاطره هايمان اعتنايي نمي كنند!

بدون تو از زمستان مي نويسم و توي گلدانهاي دلم آرزوهاي هميشه كال را مي نشانم .

خوب مي دانم بدون تو كسي حال دفترم را نمي پرسد و از ميان شاليزارهاي نگاهم رد نمي شود .

خوب مي دانم كسي مثل تو به پروانه هاي خيالم سلام نمي كند.

كاش مي توانستم تك بيتي قشنگي برايت بنويسم كه بوي صداقت بدهد.

كاش مي توانستم لحظه هاي شاعرانه ام را برايت قاب كنم ...

من به اندازه بي كرا نگي آسمانها به مهربانیت معتقدم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 2:52  توسط  ... ماهک ...  | 

هيچ چيز ويرانگرتر ازاين نيست كه متوجه شويم كسي كه به آن اعتماد داشته ايم عمري فريبمان داده است. يکي باش براي يک نفر ...نه تصويري مبهم در خاطره ها ........

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 2:1  توسط  ... ماهک ...  | 

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم....

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 12:44  توسط  ... ماهک ...  | 

گامهاي تشنه ات را در ساحل جا گذاشتي و موج ها جاي پا يت را سيراب كرده اند ...

اما ....

تو همچنان تشنه اي و من رد پايت را گم كرد ه ام ولي تو را هيچ گاه

براي تشنگي ات يك سطل نگاه آورده ام ...

اما تو رفته اي و من هر روز در تصورم دريا و ساحل را تكرار مي كنم ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 0:57  توسط  ... ماهک ...  |